تبليغاتX
دل نوشتــــــــــــــــــــــــــــــــه - ای ایران ای مرز پر گهر
ای ایران ای مرز پر گهر

بد جوری دلم گرفته ، حسابی بغض راه گلومو بسته، دنبال یه بهونه برای گریه ام .مثل اینکه خدا صدامو شنید چون با شنیدن این آهنگ که از تلوزیون پخش می شد اشکام همه ی صورتمو خیس کرد از ته دل گریه کردم. وای که چقدر دلم گرفته . و چقدر گریه به دادم رسید . اینو دو سال پیش از تلوزیون موقعی که شهدای گمنام رو می آوردند شنیدم.مادرایی که خودشون رو انداخته بودند روی تابوتا ، حاضر نبودند از تابوتا جدا بشن . خدا می دونه که ناله ی یه مادر برای مرگ فرزند چقدر دردناکه. همیشه از خودم می پرسم چرا جنگ؟ چرا ؟ چرا؟ من به سیاستمداران کاری ندارم ولی اینو می دونم  سربازامون از جونشون گذشتند که از کشورشون از مردمشون از ناموسشون دفا ع کنند.

 

دانلود این آهنگ:http://www.mptree.net/main/startdl.asp?sid=128

 

 

دسته گلای بی زبون ، گمشده های بی نشون

یه ریزه خاکسترشون ، یا حلقه انگشترشون

یه تیکه استخون سرد، یه شاخه گل یه بال و پر

یه دکمه پیرهنشون ، یه ذره خاک تنشون

تابوتای یه اندازه ، تو هر کدوم یه سربازه

بال بکشیم باد میزنه ، ابره که بر تن می زنه

تابوتا خیس آب می شن، دسته گلا خراب میشن

می پیچه تو شهر و دهات ،عطر سلام و صلوات

آی مادرای مهربون، بچه هاتون بچه هاتون

دسته گلایی که دادین ، به جبهه ها فرستادین

حالا با تابوت اومدن، با بوی باروت اومدن

سر ندارن پا ندارن ، شوق تماشا ندارن

مادرا از خدا می خوان ، با گریه ودعا می خوان

تابوتاشونوو باز کنن، بچه هاشونو ناز کنن..بچه هاشونو ناز کنن

اما بوی عجیب می یاد بوکنید بوی سیب می یاد

می گن کسی که پا بشه راهی جبهه ها بشه

سر به بیابون بذاره ، تو عاشقی جون بذاره

اونجا که آفتاب می شینه ، باغ گل سیب می بینه

بچه های عزیز من ، باغ گلای سیب من

رو عشقتون پا نذارین، ایران و تنها نذارین

+نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت4:33 بعد از ظهرتوسط عسل |