تبليغاتX
دل نوشتــــــــــــــــــــــــــــــــه
به مناسبت 29 خرداد سالروز در گذشت معلم شهید

 

          نمی دونید در کنار مرقدش به من چه گذشت؟

         خیلی حرفا داشتم ولی نشستم و سکوت... و دیگر هیچ.

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد ،
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم جه خواهد ساخت ،
ولی بسیار مشتاقم ،
که از خاک گلویم سوتکی سازد ،
گلویم سوتکی باشد ،
به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی
دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من
سکوت مرگبارم را....

یادش گرامی

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت7:47 قبل از ظهرتوسط عسل |
اشک
 
 
این چشم های اشک آلود یه حس عجیبی به من می ده.
عمیق ترین نوع غم رو با همه ی وجودم حس می کنم
 
ولی حسی که همیشه رنجم می دهد همان حس ناتوانی و درماندگی س.
 
دلم می خواد بهش بگم اگر ناتوانم ولی می تونم همرات گریه کنم.
 
همیشه اشک ها ضعف کلمات را جبران می کنند.
+نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت9:11 بعد از ظهرتوسط عسل |
مرد قوی
 

یک مرد قوی از خودش دفاع می کنه و یک مرد قوی تر از دیگران.

+نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت12:18 بعد از ظهرتوسط عسل |
گله

من گله دارم 

 گله دارم

              آهای مردم دنیا گله دارم

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت12:38 بعد از ظهرتوسط عسل |